menusearch
majidabhari.ir

نام و نان عده‌ای در توجه نمایشی به کودکان خیابانی است

جستجو
۱۳۹۸/۱۱/۱۳ یکشنبه
(2)
(0)
نام و نان عده‌ای در توجه نمایشی به کودکان خیابانی است
نام و نان عده‌ای در توجه نمایشی به کودکان خیابانی است

در طبقه‌بندی آسیب‌های اجتماعی، کودکان کار در چهارمین گروه از آسیب‌دیدگان اجتماعی قرار می‌گیرند.

کودکان کار بچه‌هایی هستند که صبح برای کار از خانواده جدا می‌شوند و شب به خانه خود باز می‌گردند، ولی کودکان خیابان، بچه‌هایی هستند که در خیابان کار و زندگی می‌کنند.

کودکانی که در خیابان‌ها هستند، کودکان کار نیستند چرا که کودکان کار، اصلاً در مقابل چشم مردم نیستند، بلکه در کارگاه‌های زیرزمینی و غیرمجاز یا کوره پزخانه‌ها و ... کار می‌کنند؛ بچه‌هایی که از کودکی به پیری می‌رسند و اصلاً دوره جوانی را تجربه نمی‌کنند و زندگی این بچه‌ها در کارگاه‌های زیرزمینی سپری می‌شود. 

کودکان کار هم به کودکان کارهای واقعی و کودکان مشاغل کاذب تقسیم می‌شوند. کودکان مشاغل واقعی مردان کوچکند که مخارج خانواده را تأمین می‌کنند و پدر و مادر معتاد و یا مریض و خواهر و برادر کوچک دارند و درآمدشان صرف خانواده‌هایشان می‌شود. این بچه‌ها از مرحله کودکی به پیری می‌رسند و دچار انواع بیماری‌های پوستی، گوارشی، ارتوپدی، تنفسی و ... هستند و اغلب مورد آزار جنسی بزرگترها نیز قرار می‌گیرند و با هر آسیب‌دیدگی جسمی هم آنها را از محل کارشان بیرون می‌کنند. این بچه‌ها، دو برابر بزرگ‌ترها کار می‌کنند و نصف آنها حقوق می‌گیرند و به شدت مورد سوء استفاده‌های مختلف قرار می‌گیرند. روش برخورد با کودکان کار از منظر قانونی و حمایتی با بچه‌های خیابانی باید متفاوت باشد و به حمایت‌های ویژه‌ای نیاز دارند اما متأسفانه آنقدر که به بچه‌های خیابانی توجه می‌شود به بچه‌های کار توجه نمی‌شود.

به بچه‌های خیابانی که در معرض دید مردم هستند توجه می‌شود چرا که عده‌ای نام و نانشان در توجه به این بچه‌هاست. عده‌ای به خاطر اهداف شخصی به این بحث ورود کرده‌اند ولی اقدامات آنها نمایشی است و کارهایی که انجام می‌دهند هیچ تغییر و بهبودی در وضع کودکان خیابانی ایجاد نمی‌کند.

برخی دیگر از کودکان اتباع نیز با این وعده که در ایران بچه‌های آنها کار کرده و درس خواهند خواند با رضایت والدینشان به ایران آورده می‌شوند.

اکنون دلال‌هایی در خیابان مولوی هستند که این بچه‌ها را خرید و فروش کرده و یا کرایه می‌دهند و محل کار بچه‌ها را تعیین می‌کنند. سود اصلی از این تجارت را هم دلال‌هایی می‌برند که هر چهار ساعت به سراغ بچه‌ها رفته و پول‌هایی را که بچه‌ها کار کرده‌اند را از آنها می‌گیرند.

60 تا 70 درصد بچه‌های خیابانی اتباع خارجی هستند. برخی می‌گویند بیش از 90 درصد این بچه‌ها متعلق به کشورهای همسایه هستند. دلیل این اختلاف آمار این است که برخی مسئولان بچه‌های ایرانی که در شهرهای مرزی زندگی می‌کنند را هم جزو بچه‌های اتباع به حساب می‌آورند در حالی که آنها ایرانی هستند. تعداد زیادی از این بچه‌ها متعلق به روستاهای مرزی مثل روستاهای شهر زابل هستند که دچار خشکسالی شده‌اند و به طرف شهرها آمده‌اند. برخی از این بچه‌ها تابستان در مناطقی مثل شمال که مردم برای تفریح در این مناطق حضور دارند می‌روند، زمستان‌ها در شهرهای بزرگ حضور دارند و ایام عید در مناطق گردشگر؛ یعنی هر فصل در مناطق مختلف کشور جابه‌جا می‌شوند.

یک‌سری از این بچه‌ها برای اینکه از اربابان خود حرف‌شنوی دائمی داشته باشند، معتاد شده‌اند و برای خرده‌فروشی مواد از آنها استفاده می‌شود. با یک سازماندهی قوی در اداره بچه‌های خیابانی مواجه هستیم. سازمانی به اسم «گ ت ت؛ گدایان تهران و توابع» وجود دارد که این سازمان میزان سرقفلی هر محل را برای حضور بچه‌های خیابانی و در اصل گدایی آنها مشخص می‌کند، هر سردسته‌ای این سرقفلی‌ها را پرداخت و بچه‌ها را به آنجا می‌برد، مسئول بچه‌ها هم هر چند ساعت یک‌بار، پول‌هایی که مردم به بچه‌ها داده‌اند را از آنها می‌گیرد. البته گدایانی هم هستند که جزء این سازمان نیستند و در کوچه پس کوچه‌ها گدایی می‌کنند و اگر گیر دار و دسته این سازمان بیفتند به شدت کتک خواهند خورد.

وقتی بانک اطلاعات آسیب‌های اجتماعی نداریم چطور و براساس کدام اطلاعات می‌خواهیم برای رفع آسیب‌ها اولویت‌بندی و برنامه‌ریزی کنیم. مبنای هر برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری اطلاعات، اعداد و ارقام صحیح است که فاقد آن هستیم.

22 سازمان و نهاد مداخله‌گر و متولی در امر آسیب‌های اجتماعی با میلیاردها میلیارد بودجه وجود دارد و اگر کسی می‌گوید بودجه نیست باید او را به خدا واگذار کرد؛ بودجه‌های کلانی در این بخش دریافت می‌شود ولی مشکل عدم تمرکز در مدیریت و سیاست‌گذاری‌های سلیقه‌ای و مقطعی است.

باید یک سازمان متولی معین وجود داشته باشد. سازمان متولی در حال حاضر بهزیستی است اما بهزیستی با این همه وظایف و امکانات محدود توان این کار را ندارد. باید سازمان‌های متولی دور هم جمع شوند و یک تشکل ایجاد کنند که پاسخگوی مردم و دولت باشد و امکانات لازم را در اختیار آن سازمان قرار دهند تا کودکان اتباع را به خارج از کشور بازگردانند.

متأسفانه این بچه‌ها تبدیل به ابزار کار برای خانواده‌هایشان شده‌اند. بسیاری از پدرها و مادرهای این بچه‌ها معتاد هستند و یا در خانه نشسته‌اند و کار نمی‌کنند و بچه خود را برای کار به خیابان‌ها فرستاده‌اند. جالب اینکه همسایه‌های ایرانی این خانواده‌ها هم وقتی می‌بینند بچه‌های اتباع پول در می‌آورند، بچه‌های خود را راهی خیابان‌ها می‌کنند و این رفتار در حال عادی شدن برای بخشی از خانواده‌ها است و عدم مقابله با این مسئله باعث مجاز شدن این رفتار شده است.

بچه‌هایی که بچگی نکرده و مدام مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند، بزه‌کاران آینده هستند. یعنی زندان‌ها در آینده‌ای نه چندان دور مملو از این بچه‌ها خواهد بود. اکنون سن بزهکاری کاهش پیدا کرده، به خاطر اینکه این بچه‌ها در خیابان با انواع بزه آشنایی و در انجام انواع بزهکاری‌ها مهارت پیدا می‌کنند و هیچ کس هم به فکر نیست. این بچه‌ها را یک سازمان مخوف اداره می‌کند پس باید با این سازمان هم بسیار جدی مقابله شود.

 

 

مشاور،روانشناس و آسیب شناس اجتماعی دکتر مجید ابهری

کانال تلگرام دکتر مجید ابهری
@drmajidabhari

توئیتر دکتر مجید ابهری :
https://twitter.com/drmajidabhari
سایت رسمی دکتر مجید ابهری :
http://majidabhari.ir

ویدئوهای دکتر مجید ابهری
مصاحبه های تصویری👈🏿
http://www.aparat.com/drmajidabhar